الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

697

إحياء علوم الدين ( فارسى )

گفت : فاضل‌تر طاعتها مراقبت حق است بر دوام اوقات . و جريرى گفت : اين كارها مبنى است بر دو اصل : يكى ، آن كه نفس خود را مراقبت حق تعالى لازم گردانى . دوم ، آن كه علم بر ظاهر تو قايم باشد . و أبو عثمان « 38 » حكايت كرد كه أبو حفص مرا گفت : چون براى وعظ مردمان نشينى واعظ دل و نفس خود باش ، اجتماع ايشان بر تو بايد كه تو را نفريبد ، چه ايشان ظاهر تو را مراقبت كنند و بارى تعالى رقيب « 39 » است بر باطن تو . و آمده است كه پيرى از اين طبقه « 40 » شاگردى جوان داشت و او را اكرام كردى ، بعضى از ياران وى را گفتند : چگونه وى را اكرام مىفرمايى ؟ او جوان است و ما پيرانيم . پس او چند مرغ بخواست ، و هر يكى از ايشان را مرغى و كاردى داد و گفت : هر يكى از شما مرغ را بايد كه جايى ذبح كند كه كسى نبيند . و جوان را هم مثل آن داد و گفت : آن را جايى ذبح كن كه كسى تو را نبيند . پس هر يكى از ايشان مرغ خود را ذبح كرده بياورد ، و جوان مرغ را زنده باز آورد ، گفت : [ 520 ] تو را چه افتاد كه ذبح نكردى و ياران تو ذبح كردند ؟ گفت : موضعى كه كسى مرا نبيند نيافتم ، چه خداى - عز و جل - در همهء مكانها بر من مطلع است . پس مراقبت او را استحسان كردند و گفتند : سزد كه تو را اكرام كنند . و آمده است كه زليخا چون با يوسف - عليه السلام - خلوت كرد برخاست و روى بت خود بپوشيد ، يوسف گفت : چون است ، تو از مراقبت جمادى شرم مىدارى ، من از مراقبت ملك جبار شرم ندارم ؟ و آمده است كه جوانى كنيزكى را از نفس او مراودت مىنمود « 41 » ، او گفت : شرم ندارى ؟ گفت : از كه شرم دارم ؟ مرا نمىبيند مگر ستاره . گفت : ستاره آفرين كجا شد ؟ و مردى جنيد را پرسيد : به چه چيز از فرو خوابانيدن چشم استعانت كنم ؟ گفت : بدانچه مىدانى كه نظر ناظر سوى تو سابق‌تر از نظر تو است سوى منظور إليه . و جنيد - رضى اللّه عنه - گفت : در مراقبت ، متحقق كسى باشد كه بترسد از آن كه حظ او از پروردگار او فوت شود . و مالك بن دينار گفت : جنات عدن از جنات فردوس است ، و در آن كنيزكان‌اند از گل بهشت آفريده . گفتند : در آن كه ساكن شود ؟ گفت : خداى تعالى گويد : در جنات عدن كسانى ساكن شوند كه چون قصد معاصى كنند عظمت من ياد آرند و مرا مراقبت نمايند ، و كسانى كه پشتهاى ايشان از بيم من كوژ شود ، به عزت و جلال من كه من قصد عذاب كنم اهل زمين را ، پس چون در اهل گرسنگى و تشنگى از مخافت من نظر فرمايم ، عذاب را از ايشان صرف گردانم . محاسبى را از مراقبت پرسيدند ، گفت : اول آن دانستن دل است نزديكى پروردگار - عز و جل . و مرتعش گفت : مراقبت مراعات سرّ است براى ملاحظهء غيب با هر نگريستنى و گفتنى . و روايت كرده‌اند كه حق تعالى فريشتگان را گفت : شما موكلانيد به ظواهر ، و من رقيب بواطنم . و

--> ( 38 ) ابو عثمان حيرى . ( 39 ) رقيب ، نگهبان ، مراقب . ( 40 ) حاشيهء نسخهء قاهره : طريقه . ( 41 ) از او هماغوشى مىخواست .